محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

551

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 356 / 4 نامهء عمر دربارهء زكات اسبان و بردگان بع ش 1365 . مردم شام به ابو عبيدة بن جرّاح فرمانرواى خود گفتند : « از اسبان و بردگان ما ، زكات بستان » . او نپذيرفت . . . بار ديگر در اين باره با وى سخن گفتند و او نپذيرفت . پس از آن ، ابو عبيده به عمر نامه نوشت . متن نامه ، در دست نيست . عمر به او نوشت : چنانچه خود بخواهند ، زكات آنها را از ايشان بگير و بديشان خود بازگردان و يا در راه خوراك بردگانشان به مصرف برسان . ( 2 ) 357 ، 357 / 1 پيمان با مردم بيت المقدس طب ص 2405 - 2406 . مقابله كنيد : يعقوبى 2 / 167 ؛ الأزدى ( دو نسخهء خطّى پاريس ) ورق 73 / الف - ب ( 132 / الف ) . دربارهء متن و تحقيق پيرامون آن ، بنگريد : لين پول Lanepole ص 232 و پس از آن . الأزدى آورده است : هنگامى كه عمر در ايليا نزد مسلمانان رفت ( بنگريد : ش 353 / 35 پيشين ) ، ابو عبيده به مردم ايليا پيام داد كه « نزد امير مؤمنان بياييد و براى خويشتن ، از وى پيمان بستانيد » . به دنبال اين پيام ، ابن جعده ( ن ابن الجعيد ) ، در ميان شمارى از بزرگان ايشان نزد وى آمد . عمر ، زنهار نامه و پيمان صلحى براى آنان نوشت . . . ابو عبيده عمرو بن عاص را به فرمانروايى فلسطين گماشت . ( الأزدى متن نامهء عمر را نمىآورد ) ، ولى طبرى آن را بدان گونه كه در زير آمده ، روايت كرده است : عمر در جابيه با مردم ايليا ( بيت المقدس ) ، پيمان صلح بست و جز مردم ايليا براى هر ولايت نيز يك نسخه صلحنامهء يكسان برابر با پيمان نامهء مردم لدّ - كه به زودى خواهد آمد - نوشت :